»
ک
ل
ي
ک

ک
ن
ی
د
«
ابراهیم ثانی / امین قضایی
خرداد ۲م, ۱۳۸۴

ابراهیم اول هرگز وجود نداشته است چرا که ابراهیم ثانی هرگز نمی تواند برای ما وجود داشته باشد . اما ان انجاست : همیشه از اول همانجا بود : یک مکعب خالی : یک پیام : یک مانیفست : پوچی همیشگی هندسه : این فریادی بس عظیم است : همه چیز را به هندسه وا نهید : چرا که هندسه فن است پوچ است و حقیقت ماست . و انگاه شاعران و بتها را باید از شهر بیرون کرد . انگاه که بت پرستان از شهر بیرون رفتند ابراهیم دست به کار شد و بتها را شکست . اما برای چه برای خداپرستی اش و یا نفرتش از بتها؟ : هرگز . این ندایی است که بعدها از افلاطون شنیده شد : شاعران را از شهر بیرون برانید و هرکس هندسه نمی داند داخل نشود. و براستی هندسه چیست ؟ معماری با نیستی . امر هندسی امر ایده آل است و امر ایده آل وجودی بیرونی ندارد . در جهان بیرون هرگز دایره ای نیست هرگز مکعبی در کار نیست . اما ما همه چیز را با دوری و نزدیکی اش به امر ایده آل می سنجیم . آیا این قوه شناخت برای بشرمتمدن ، این نیروی عظیم اراده به هندسه ، همان خواست نیستی ، همان خداپرستی جاودانه ما (حتی این خدا اگر پوچ باشد و یا پوچی اش آشکار شده باشد ) این فن سالاری و ابزارگرایی جاودانه ما نیست . ابراهیم از سنگ یک مکعب می سازد و انرا خانه خدا نام می نهد. مسئله بسیار جدی است : این کار هیچ معنایی جز پوچی امر ایده آل و خدای گونگی شکل هندسی ندارد . و این یک نشانه است : هیچ خدایی وجود ندارد . خداوند از نیستی با ابزار کردن سنگ (ونه تمثالی کردن آن) ساخته می شود. بنابراین ما در عصر ابراهیم به سر می بریم : عصر سه گانه مقدس پوچی ، فن آوری و خداپرستی . ابراهیم هرگز خداپرست نبود : او برای انکه بتواند خدا را بسازد نیازمند پوچی است : کدام پوچی؟ : کدام نیستی؟ : نیستی امر هندسی . او با سنگ مکعبی خالی می سازد . یعنی او با ابزاری کردن هستی (سنگ ) ، هستی نیستی را می سازد . امر ایده آل هم هست و هم نیست . یک مکعب براستی نه وجود دارد ونه نیست محض است . بنابراین خداوند ابراهیم هم هست و هم نیست . خداوندی که همه جا هست و هیچ جا نیست .
مسئله از این هم جدی تر است : ما تا زمانی که در این دنیا هستیم از نظر سقراط تنها می توانیم بدانیم که نمی دانیم . و برای افلاطون هر محسوسی صرفا هستی است که ایده آل نیست . دانستنی که تنها دانستن ندانستن است ، هستی که تنها هستی نیستی است . محسوسی که تنها نمود نارس یک ایده آل است ، شی که تنها ابزار است یعنی تنها برای هدف ذهنی ما وجود دارد و نامیده می شود ، همه ، تفاوتی اند که به هستی سویه های خود بی تفاوت اند . این تفاوت بی تفاوت ، این هستی نیستی ، این خدای همه جا و هیچ جا ، این خدایی که جهان را آ‏فریده اما خانه اش را دیگری ساخته ، به یک حقیقت اشارت دارند : بنیاد جهان بر تفاوتی است که به هستی سویه های تفاوتش هیچ نیازی ندارد : جهان طرح تفاوتی است که سویه هایش وجود ندارد چرا که طرح تفاوت نیازی به هستی سویه های تفاوت ندارد . خداوند انچنان بی نیاز است که هیچ نیازی حتی به وجود داشتن هم ندارد . ایده آل انچنان کامل است که هرگز امکان وقوع نمی یابد . پوچی ، فن آوری، خواست نیستی ، خداپرستی ، همه با امر هندسی ایجاد می شود. امر هندسی هم هست و هم نیست . امر هندسی هستی است که هیچ کجا امکان وقوع نمی یابد . پس خداست . امر هندسی بهترین تصوری است که می توان از اشیا داشت و حرکت و شدن آنها را به تسخیر در اورد پس فن اوری است ، امر هندسی براستی دانستن ندانستن است امر هندسی وجودی ناموجوداست ، پس پوچی است . دشمنان ابراهیم و افلاطون ، بت پرستان و شاعرانند . چرا ؟ زیرا که انها به تدبیر نیچه (نیچه درک نارسی از کل قضیه داشت او نمی دانست خواست نیستی از تفاوت های بی تفاوت به هستی سویه تفاوت نشات می گیرد . او جنگ شاعران و هندسه دانان را دریافت امااز ترسیم کامل ان ناتوان ماند) دیونوسیوسی اند ، بت پرستان و شاعران شی را همچون تمثال می نگرند ، انها پوچی شی را به خدمت نمی گیرند ، اراده عظیم نیستی اراده به فن اوری اراده به ایده آل کردن جهان را درک نمی کنند. انها به شادی در نمود (صورت یک بت و اشکال واژگان و به طور کل سطح نمادین ) دلخوش اند . خانه خدا باید خالی از هر چیزی باشد چرا که ایده آل وجود ندارد. یعنی هیچ چیزی توان ایده آل شدن را ندارد. ما همه چیز را با اراده به نیستی امر ایده آل ، با معماری نیستی تحت تسلط خود در می اوریم . چرا که این مانیفست اتش است دزیده شده از خدایان برای تغییر جهان. دزدیدن اتش همان یاد آوری امر ایده ال توسط ذهن انسان در نظریه افلاطون است : آتش پوچ است ، هیچ ماهیتی ندارد ، هیچ جوهری ندارد ، هیچ وجودی ندارد اما با آتش می توانیم ماده خام طبیعی را به ابزار های خود مبدل سازیم یعنی به ایده آل ها خود ، بنابراین اتش ابزاری کردن جهان (فن اوری) را به ما می اموزاند. با چه چیز؟ با پوچی خود، با بی ماهیتی خود ، با بی تفاوتی اش به جوهر و هستی خویش ، با شدن محض .
افلاطون حق دارد که شاعران را از شهر بیرون براند و هرکس را که هندسه نمی داند به درون شهر راه ندهد چرا که شاعران هندسه نمی دانند. هر تفاوتی ، سویه هایش هستی ندارد اما خود تفاوت هستی دارد . مربع هیچ نیازی به ضخامت و مادیت خطوط اش ندارد . بنابراین مربع ایده آلی است که هیچ نیازی به جسمانیت و هستی ندارد. مربع نمود محض ذهنی است . مربع معماری نیستی در ذهن ماست و جز تفاوت های خود هیچ نیست . هندسه از این تفاوت های بی تفاوت ، ایده آل ها را از پوچی ماهیتشان برپا می کند. هر شی به صورت ابزار تعبیر می شود یعنی شدنی به سوی نظام ایده آل . حرکت از ندانستن ندانستن به دانستن ندانستن اراده است : اراده به پوچی ، اراده به خواستن نیستی ، اراده به فدا کردن همه چیز برای چیزی که وجود ندارد. شاعران هندسه را نمی شناسند چرا که انها از نیستی سویه های تفاوت برای خلق امکانها بهره می برند . شاعران و بت پرستان به نماد روی می اورند . نماد چیزی است که به چیز دیگر اشاره می کند. اولی تنها اشاره به دومی است و دومی همیشه جز در اولی حضور نخواهد یافت . هیچ کدام از اندو وجود ندارند ، آنها سویه های تفاوتی اند که وجود ندارند . اما شاعر با اشاره از دال به مدلول، در این تفاوت حرکت می کند. شاعر کولی است که از دال به مدلول اواره می شود. و هر مدلولی خود را در دال دیگری می یابد. شاعران اواره اند انها نمی توانند در شهرسکنی بگزینند. هندسه از« تفاوتی بی تفاوت به هستی سویه های تفاوت »، تفاوت پوچی و ابزار یا امر هندسی / محسوسات را می سازند و شاعران دال و مدلول را .
انچه ابراهیم را با بت پرستان دشمن می سازد نه جنگ خدا با خدایان بلکه نبرد ابزار با تمثال ، پوچی درون مکعب با توپری و سطوح بت ، امر هندسی با امر نمادین است (امر هندسی معماری نیستی است و امر نمادین حرکت در نیستی است). ابراهیم هرگز خدا پرست نبود ، نشانه ان کعبه است : مکعبی توخالی که نشان می دهد خداوند از نیستی ساخته شده است . فن اوری تنها می تواند با اراده به نیستی ، با ابزاری کردن و محو همه موجودها به شدن محض پیروز گردد . هندسه ، پوچ انگاری ، فن اوری و خداپرستی همه یکی است . هستی تفاوتهایی که از نیستی سویه های تفاوت خود نیرو می گیرند .


:: کلیه حقوق متعلق به مایند موتور و نویسندگان آن است حلقه فکری :: Designed & Developed by KolahStudio for Mindmotor::2007-2010 :: Hosted on Netsazan servers ::