»
ک
ل
ي
ک

ک
ن
ی
د
«
مهدی سلیمی / “$$$”
خرداد ۵م, ۱۳۸۵

” تجاوز به اوج لذت جنسی نمی رسد. تجاوز نوعی استمنای سریع در بدن دیگری ست. تجاوز رابطه ی جنسی نیست؛ بلکه جراحت است”

فوکومی گوید:
“تجاوز جنسی همان خشونت جسمی است. مجازات آن دو از یک قماش باید باشد. ”

آیا تنبیه بدنی اعمال شده بر فردی، تنبیه کننده را در جایگاه قدرت قرار می دهد؟

با تعریف بالا، باید جواب منفی بر سئوال ارائه شده بدهیم. چرا که آنرا همسان با میل جنسی پیشنهاد کردیم که هیچ گاه به اوج خود نخواهد رسید. در ساختار بالا روابط نشانه ها از نوع تقابل های دوتایی نیست. آنها ما را به چیزی بیرون از خود سوق نمی دهند. چرخه ی روابط نشانه ها در آن نا متناهی نیست؛ بلکه پایان پذیر است. در رابطه ی جنسی یک طرفه ما با ساختاری روبرو می شویم که روابط بین نشانه ها در آن به یک قدرت متناهی ختم می شود و همه ی عناصر به یک قطب سوق پیدا می کنند(بازی یک طرفه). دیگر نمی توان با نشانه های درون متنی که در لابه لای متن کاشته شده اند، مواجه شد. نشانه ها در این متن نمایشی نمی رقصند؛ رژه می روند. مولف در این متن حضور تام دارد. مخاطب فقط خون جاری شده از این خود ارضایی وحشیانه قدرت را می بیند؛ نه اوج لذت جنسی را. چرا که قدرت خود از آن بی بهره است.
شخص متجاوز خویشتن دار است و تجاوز دقیقا برای اثبات خویشتن داری است. او بدن دیگری را به کار می گیرد. بدن را وسیله می نامد. و لذت جنسی را در خودش تجربه می کند.

در این صورت باید بگوئیم :
” نمایش قدرت برای بدنهای متقابلش جذاب نیست. زخم زننده است.”

این قدرت قابل شناسایی است. لذت جنسی اش از نوع هرزه گرایی است. سکس اش در کانون حوادث است. یعنی در نقطه ی طلایی کادرِ تصویری که از خود ارائه می دهد. مخاطبان این قدرت نیز به استمنایی احمقانه بسنده می کنند. و این است رمز ساده شناسایی آنها: “توجه به کانون تصویر”.

بر قدرتی که قابل شناسایی است باید شورید. در ساختار قدرتِ تعریف شده، سوژه به معنای پدیدار شناختی آن و به منزله ی سوژه ای معنا بخش دخالت می کند. باید با لکان همرا شد و این سوژه ی پدیدار شناختی را که نظریه ی زبان شناسی آن را بی اعتبار کرده است، برای بار دوم توسط روان کاوی بی اعتبار کرد.
قدرت هرزه حاکم ایران نیز قدرتش را به این شکل اعمال می کند. قدرت اعمال شده مانند تجاوزی است که آنرا استمنای سریع در بدن دیگری نامیدیم. در این تجاوز دولت به خودش بسنده نکرده و می خواهد استدلال خود را از لذت جنسی به عموم تزریق کند. قدرت حاکم می خواهد با فراگیر ساختن تجاوز، برتری خود را به نمایش بگذارد. قدرت این نوع لذت جنسی را تبلیغ می کند تا همه به این باور برسند که لذت همان تجاوز است. و آنگاه که اعضا یک همچین تعریفی از لذت جنسی داشته باشند نه تنها تبدیل به بدنی خواهند شد که در آنها استمنا می شود بلکه خودشان در تسلای رسیدن به همچین تجاوزی خواهند بود. بهتر بگویم تن خواهند داد. و احمقانه تر آنکه:” از این تن دادن لذت وافری خواهند برد.” قدرت بالاتر نیز با دیدن میل اجزا برای رسیدن به قدرتی که در حقیقت به معنای وسیعش تصرف کرده اند؛ به یک باور پیامبر گونه می رسد.!
قدرت بالا تر عاشق تمامی عناصر فرو دست است. و این را با وقاحت تمام تبلیغ می کند. می خواهد تمامی نشانه ها را دراختیار گیرد. چرا که ماهیت اش سرکوب گری است، تجاوز است. او نشانه ها را مانند بدن افراد برای خود ارضایی می خواهد.
قدرت ناشران را پرورش می دهد. ساختمان موزه ها را به دست خویش بر پا می کند، تا مقام شناسایی خود را تثبیت کند. رسانه را برای تبلیغ می خواهد. البته واژه ی تقطیر را پسندیده تر می دانم. یعنی باز یافتی تحت نظارت و کنترل!

ما تمامی نشانه هایی -که از طریق آنها تعقیب خواهیم شد- را از بین خواهیم برد. چرا که اساسا تنبیه را دوست نداریم. ما کدهای خود را بیرون ازدایره ی کد گذاری کنترل شده می کاریم. چرا که تن داده به سانسور خود تجاوزگر است و ستاینده ی تجاوزگران قدرتمند. آنها می دادند حذف نشانه هایشان تاثیری در روند کاریشان نخواهد گذاشت. آنها اساسا معتقد به ساختاری هستند که هیچ تناقضی با ساختار حکومتی ندارد.

اگر آنها نشانه هایشان را چیزی بالاتر از یک شئی کد گذاری شده می دانند و برایش ساختاری جامع قائلند ما اصلا معتقد به ساختاری کنترل شده نیستیم که بخواهیم نشانه ها را نیز کنترل شده درونش بچینیم.

تولیدات ما از میل به تجاوز به دور ایستاده اند. نمایش ما دور از تمامی خواستهای قدرت است. تولیدات ما به درد استمناگران نمی خورد. تولیدات ما خودشان در لحظه ی انزال شکل گرفته اند. آنها وعده ی انزال زودرس را نوید نمی دهند؛ لذت را تبلیغ نمی کنند؛ کما اینکه خود لذتند. آنها شما را به یک تجربه ی مشترک دعوت می کنند. تجربه ی فراگیر با شرکت کنندگان نامحدود. بالطبع مکان این کدها نیز روی دیوارهای فضای شهری ست؛ نه روی دیوارهای موزه ها. آنها در توالت های عمومی شکل می گیرند، نه عموم توالت ها.

“عشق جنسی در شکل فعالش میل به تحمیل را به وجود می آورد و در شکل انفعالش میل به تحمل، میل به درد و رنج را”
ما نه خواستار تحمیلیم نه خواستار تحمل. ما تنها در صورتی به این مناسبات تن خواهیم داد که در بازی روابط جنسی ایجاد شده، برد و باخت ارزش فروکاهیده باشند.

ما خواستار آن تن هائیم که از نمایش بدنشان برای تسهیل و تسریع استمنای نگاه کنندگان گریزانند.نه آن تنهایی که در انزوایشان در مخفیگاهها به سر می برند.

مخفیگاهها همیشه بیشتر از جاهای دیگر در تیر رس دیگران قرار می گیرند.


:: کلیه حقوق متعلق به مایند موتور و نویسندگان آن است حلقه فکری :: Designed & Developed by KolahStudio for Mindmotor::2007-2010 :: Hosted on Netsazan servers ::