نمونه هایِ منتخب از نمایشهایِ اجرا نشده
Selected Scores for Unperformed Aktions [1]
ترجمه : پیمان غلامی
alonzomorning[at]gmail[dot]com
دریافت نسخه اکروبات

اشاره : رودولف شووارتزکوگلر (۱۹۴۰ - ۱۹۶۹)، هنرمند اجرایی (Performance) اتریشی، بدلیل نمایش مجموعه عکسهای بدقت کنترل شده اش بنام “Aktions” مانند پیکرنگاری یک ماهی مرده، یک جوجه مرده، چراغ لامپ بدون روکش، مایعهای رنگی، اشیاء بسته، و یک مرد با تنزیب پیچیده شده شبیه به یک مومیایی، امروزه شهرت دارد. شووارتزکوگلر تحت تاثیر اندیشه های فلسفی همچون تصوف هندی، آثار سوپرماتیسمها و بخصوص کازیمیر ماله ویچ[۲] بود (نقاشی مربع سیاه ماله ویچ را در یکی از نمایشهایش اجرا نمود) و در طول یکی از اجراهایش با بریدن آلت تناسلی اش (که برای نمایش کنترلی اش ضروری مینمود) و از دست دادن کنترل خود از پنجره اتاقش به پایین سقوط کرد و مرد. متون زیر با تطابق نمونه های آلمانی[۳](بعنوان زبان اصلی) و انگلیسی (بعنوان زبان واسط) ترجمه شده اند
متن ۲۱ / سال ۱۹۶۵
طبّالی با استخوانهایِ دوغاب خورده
ر
کشیدنِ یک سیم و از میان خردش کردن
پراکندنِ خاکستر
پُر کردنِ بالونها با گاز
آویزان کردنِ عروسکها و نعشهایِ دوغاب خورده
پُر کردنِ یک بالون با حبابی که با حرکتی سریع ترکیده است
متن ۲۲ / احتمالاً ۱۹۶۹
الف : مرد، یاقوتی ارغوانی را در دهانش نگاه داشته، جرعه ای شراب مى نوشد، سپس یاقوتِ ارغوانی را از دهانش به داخل کاسه ای نقره ای پرتاب مى کند، جرعه ای آب را رویِ یاقوتِ ارغوانیِ تویِ کاسه یِ نقره ای مى پاشد، یاقوتِ نقره ای را بیرون آورده و آب را مى نوشد
متن ۲۷ / بین ۱۹۶۶ و ۱۹۶۸
“لیز”، یک نمایشِ تلویزیونی
او دخترِ زیبایی ست
لیز بین دو درختِ نخل در هنرستانِ هنرهایِ زیبایِ موسیقی نشسته است
او جورابِ ساق بلند و کفشِ سفید پوشیده است، دامنی سفید، و کلاهی سفید
توسط چهار موزیسین احاطه میشود، یک ارکسترِ چهار نفری متشکل از سازهایِ زهی
ارکسترِ چهار نفریِ متشکل از سازهایِ زهی[۴] ، قطعه ای از آرنولد شونبرگ۵ را بر اساسِ جی مینور مینوازند
لیز توپی از جنسِ عاج را در دهانش میگذارد و سپس جرعه ای شرابِ گیلاس مینوشد و توپ را از دهانش به کاسه ای نقره ای پرتاب میکند
اولین حرکت
لیز لباسش را درمیآورد
دومین حرکت
[لیز توپِ از جنس عاج را رویِ گربه یِ بدقت نقاشی شده اش میگذارد و نوکِ پستان هایش را با آبِ دهان خیس میکند]
سومین حرکت استفراغ میکند
لیز روی زانوانش خم میشود و بکمک یک پَر در کاسه استفراغ میکند
چهارمین حرکت
لیز سبدی از تخم مرغ در مقابلش دارد و بکمک یک سرنگ آنها را با جوهر قرمزِ روشن، آبیِ روشن، آبیِ تیره، سبزِ روشن، سبزِ تیره و بنفش، پُر میکند و سپس تخم مرغها را بر رویِ زانوانش میشکند (یکی پس از دیگری)
سومین حرکت
لیز قهوه تلخ مینوشد
متن ۳۷ / احتمالا ۱۹۶۸
صدایِ جیغ مانندِ خرد شدنِ شیشه
۲ تا از ۳ تا بازیگر جلوى در سرهایِ خود را رویِ هم چیده اند، بطوریکه مهمانان برایِ ورود به اتاق بایستی از رویِ یکی از ایندو رد شود
۳ مربعِ فلورسنتِ روشنِ قرمز به اندازه یک در یک متر با فاصله هایِ نامنظم بر رویِ کفِ زمین کشیده شده اند
صدا :
هوا از کمپرسور هوا خارج میشود
نور :
آبی
بازیگری چراغ برقی را در دهانش نگاه داشته و آن را در کاسه ای میچپاند
بمحضِ اینکه نور بیآید، صدایِ زنگِ الکتریکی شنیده میشود
تاریکی
نور تند و ناگهانی
مردی که با نوکِ کفشهایش به دیواری به ارتفاع ۱ متر میخکوب شده است، و دستهایش از پشت به هم گره زده شده اند، نور [قرمز روشن...] را میزند :
بسرعت نور بین سبز و صورتی تغییر میکند
و سپس آبیِ تیره (نیلی)
بازیگر اول شیشه محتوی محلولِ آمونیاک را میشکند و باز میکند
بویِ تیز آمونیاک در اتاق پخش میشود
مرد سومی رگش را میبرد، خون در شیشه جاری میشود
بازیگرِ دوم پارچه ای را که در کلروفورم خیس داده شده جلویِ صورتِ مردِ سوم فشار میدهد، تا زمانیکه وی بیهوش میشود
بازیگر اول در کاسه ای که تا نیمه با مایعی سبز رنگ پر شده است استفراغ میکند
صدا :
جیغ
بازیگرِ اول چراغ لامپ را پرتاب میکند
دوم

متن ۳۸ / ۱۹۶۶
عملِ نقاشی در یک گالریِ هنری
سرنگها به ۱۰۰۰ تخم مرغِ نپخته با رنگهایِ جادویی (قرمزِ روشن، آبیِ روشن، آبیِ تیره، سبزِ روشن، سبزِ تیره، بنفش) تزریق میشوند و تخم مرغهایی که آماده شده اند، توسطِ تماشاچیان بر رویِ یک میز آلومینیومی بزرگ شکسته میشوند
متن ۴۲ / ۱۹۶۵
صورتِ مرد سفید است
لباسِ زن سفید است
مرد جورابی را به دورِ گردن زن گره میزند
مرد چشمانِ زن را میبندد
مرد رویِ سرِ زن رنگ میریزد، مرد آب رویِ سینه هایِ زن می ریزد
مرد لباسِ زن را پاره میکند - مرد دستانِ زن را از پشت گره میزند و سپس پاهایش را هم گره میزند و زن را رویِ تخت مینشاند
مرد لباسِ زن را با یک چاقو جر میدهد
مرد دستانِ زن را در رنگِ قرمز وارد میکند
مرد دهانِ زن را لمس میکند
مرد صورتِ زن را باندپیچی میکند
مرد زن را با سفید رنگ میزند
مرد کمربندی را بدورِ سینه هایِ زن میبندد و او را از آن آویزان میکند - سر و ته
مرد جورابهایی را به دورِ زن میبندد
عروسکها و نعشهایِ نقاشی شده یِ مونوکرومیک
متن ۴۳ / همان ۱۹۶۵
یک مربعِ سفید
یک دایره سفید
اِتِر
کُلُروفورم
یک شرابِ رقیق
یک سوزن
تپش
نگاه
از هم گسیخته
زننده
هیجان
حریق
یک خطِ زرد
یک خطِ قرمز
متن ۴۷ / بین ۱۹۶۶ و ۱۹۶۸
نمایشِ کمدی موسیقیایی برایِ تلویزیون (تلویزیونِ رنگی)
چهار موزیسین (ارکسترِ چهار نفریِ مرکب از سازهایِ زهی) در هنرستانِ هنرهایِ زیبایِ موسیقی نشسته اند و ارکستری چهار نفری متشکل از سازهایِ زهی با قطعه ای از آرنولد شونبرگ یا از ارکسترِ چهارِ نفره یِ دیگری متشکل از سازهایِ زهی را بر اساسِ جی مینور مینوازند
یک دخترِ جوان با موهایِ ملبس به رنگ سفید، با لباس سفید، جورابها و کفشِ سفید، گیلاسی را که با مایعی سفید رنگ پر شده است در طولِ اولین حرکت مینوشد
او در طول دومین حرکت گیلاسی را که با مایعی قرمزِ روشن رنگ پر شده است مینوشد
او در طول سومین حرکت گیلاسی را که با مایعی بنفشِ تیره رنگ پر شده است مینوشد
او در طول چهارمین حرکت رویِ زانوانش بر رویِ زمین خم میشود و بکمکِ یک پَر در یک کاسه استفراغ میکند
توضیحات مترجم :
۱/ بحث درباره اختلاف میان “Action” و “Aktion” (بعنوان نمایشهای اجرایی) رودولف شووارتزکوگلر شبیه به همان بحث بیهوده در مورد اختلاف میان “Difference” و “Differance” دریداست که با نامهای “تفاوت” و “تفاوط” یا “تمایز” و “تمایوز” ترجمه شده اند. در اینجا نیز “Aktion” همان “نمایشهای اجرایی” یا “Performance Works” هستند. اختلاف میان “Action” و “Aktion” همان اختلاف در “اجرایی بودن” کار مورد نظر است. مشاهده کارهای تصویری خود شووراتزکوگلر بهترین راه برای شناخت این اختلاف و دلیل انتخاب نام “Aktion” توسط وی است.
۲/ Kazimir Severinovich Malevitch کازیمیر ماله ویچ (۱۸۷۸ - ۱۹۳۵) نقاش روسی و بنیان گذار مکتب سوپرماتیست در نقاشی انتزاعی ست که هدفش نمایش شکلهای هندسی انتزاعی بود.
۳/ Rudolf Schwarzkogler : Leben Und Werk, Klagenfurt : Ritter Verlag 1992
4. ارکستر چهار نفری متشکل از سازهای زهی : “String Quartet” : “einem streichquartett”
5. Arnold Schonberg - نقاش، شاعر و موزیسین اکسپرسیونیست اتریشی.